محرم الحرام تسلیت.‌‌..

حی اللعزا
#تسلیت...
۱ نظر ۲ لایک

قصد دارم که تو را لیلی دیوانه کنم


نَذر کردَم‌که‌ چو بَر دارِ دِلَت لانه کنَم... 

   روی زانویِ‌خودَم، مویِ‌تو را شانه کنَم...!



گر چه مَجنون‌شدَن انگار به‌مَن می‌آیَد

  قَصد دارم‌که تو را لیلیِ دیوانه کنَم...!


محمد بزاز


۱ نظر ۲ لایک

اینجا کسی کتاب نمیخواند...


هیتلر ...

موسیلینی ،

استالین ،

ناپلئون ،

همه احمق بودند ...!


کدام مرد عاقلی به جایِ 

بافتن موی معشوقه اش ، 

عمرش را صرف جنگ می کند ...!


بیا در لا به لای ورقه هایِ ،

این کتاب، همدیگر را ببوسیم ...!

نگران آبرو هم نباش !


اینجا 

هیچکس

کتاب

نمی خواند ...!




۰ نظر ۰ لایک

نستعلیق چشمانت


چنان غرقِ مرکـّب کرده ای ؛

 چشـــم سیاهت را ...


دل هر خوش نویسی ؛

 مشق نستعلیق می خواهد ..!


انسیه ارزومندی


۰ نظر ۱ لایک

روسریت کوووو

روسری سر کن
و نگذار میان من و باد
سر آشفتگی موی تو دعوا بشود ...

امیر توانا
۰ نظر ۱ لایک

جدی نویس

دوستان سلام

طی تحقیقاتی متوجه شدم نویسنده کتاب حجره پریا که در وبلاگ گذاشته می شد همه ما رو سر کار گذاشته و کتاب هاش چرندیاتی بیش نیست از همگی عذر خواهی میکنم

من بعد حجره پریا رو نمیزاریم

۱ نظر ۰ لایک

وقتی که دیر میرسم

سلام
وقتتون بخیر
روزتون پر از نگاه خدا
اعیاد رو با تاخیر تبریک میگم
ما رو توی دعا هاتون فراموش نکنید
ممنون از نگاهتون
:))
۰ نظر ۰ لایک

عیدتون مبارک

سلااام

حال دلتون خوب

عیدتون مبارک

حرم نصیبتون

:))

ما رو هم تو دعا هاتون فراموش نکنیدا 

۵ نظر ۳ لایک

پول ایران در لبنان و غزه...

ایا برای شما هم سواله که چرا با وجود این همه بدبختی و گیر و گور باید به لبنان و غزه و... کمک کنیم؟

برید به لینک زیر و خودتون بخونید.

http://www.tabnak.ir/fa/news/809207/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%88%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%BA%D8%B2%D9%87-%D9%88-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86

۲ نظر ۱ لایک

خدا چه میخورد؟

حکایت است که پادشاهی از وزیرخدا پرستش پرسید:

بگو خداوندی که تو می پرستی چه می خورد، چه می پوشد ، و چه کار می کند و اگر تا فردا جوابم نگویی عزل می گردی.

وزیر سر در گریبان به خانه رفت .

وی را غلامی بود که وقتی او را در این حال دید پرسید که او را چه شده؟

و او حکایت بازگو کرد.

غلام خندید و گفت : ای وزیر عزیز این سوال که جوابی آسان دارد.

وزیز با تعجب گفت : یعنی تو آن میدانی؟ پس برایم بازگو ؛ اول آنکه خدا چه میخورد؟

- غم بندگانش را، که میفرماید من شما را برای بهشت و قرب خود آفریدم. چرا دوزخ را برمیگزینید؟

- آفرین غلام دانا.

- خدا چه میپوشد؟

- رازها و گناه های بندگانش را

- مرحبا ای غلام

وزیر که ذوق زده شده بود سوال سوم را فراموش کرد و با شتاب به دربار رفت و به پادشاه بازگو کرد

ولی باز در سوال سوم درماند، رخصتی گرفت و شتابان به جانب غلام باز رفت و سومین را پرسید.

غلام گفت : برای سومین پاسخ باید کاری کنی.

- چه کاری ؟

- ردای وزارت را بر من بپوشانی، و ردای مرا بپوشی و مرا بر اسبت سوار کرده و افسار به دست به

درگاه شاه ببری تا پاسخ را باز گویم.

وزیر که چاره ای دیگر ندید قبول کرد وبا آن حال به دربار حاضر شدند

پادشاه با تعجب از این حال پرسید ای وزیر ای چه حالیست تو را؟

و غلام آنگاه پاسخ داد که این همان کار خداست ای شاه که وزیری را در خلعت غلام

و غلامی را در خلعت وزیری حاضر نماید.

پادشاه از درایت غلام خوشنود شد و بسیار پاداشش داد و او را وزیر دست راست خود کرد.


۳ نظر ۲ لایک
بعدی
۱ ۲ ۳ . . . ۶ ۷ ۸
آخرین مطالب
محرم الحرام تسلیت.‌‌..
قصد دارم که تو را لیلی دیوانه کنم
اینجا کسی کتاب نمیخواند...
نستعلیق چشمانت
روسریت کوووو
جدی نویس
وقتی که دیر میرسم
عیدتون مبارک
پول ایران در لبنان و غزه...
خدا چه میخورد؟
پربیننده ترین مطالب
یارب
جدی نویش
جدی نویس
به وقت دلتنگی
نمیفهمی خب حرف نزن...
حجره پریا_8
حجره پریا_۱۱
هنر عاشقی(ارسالی)
عیدتون مبارک
تلوخور پس کوچه های جهانم
آرشیو مطالب
موضوعات
شهریار (۱)
هوشنگ ابتهاج (۳)
مسعود محمد پور (۱)
سید تقی سیدی (۱)
حافظ (۲)
سعدی (۳)
حمید رضا برقعی (۱)
سید سعید صاحب علم (۱)
رهی معیری (۲)
سهراب سپهری (۱)
طنز (۱)
عرفانی (۱)
فراغ (۱)
به وقت دلدادگی (۱)
عکس پروفایل (۲)
مولانا (۲)
پیوند ها
ساخت وبلاگ جدید در blog.ir
نرم افزار مهاجرت به blog.ir
وبلاگ رسمی شرکت بیان
صندوق بیان
پیوندهای روزانه
پاسخ به سوالات وبلاگ نویسان
آخرین وبلاگ های به روز شده
زندگی به سبک بیان!
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان